![]() |
![]() |
|
| یه چیزی مثل معجزه |
|
مثل یه آشغال می ندازنت دور ؛ به همین راحتی ، درست مثل لیوان یه بار مصرف که بعضی وقتها و تو مواقع ضروری می شه چند بار مصرف ولی نهایتش اینه ...می ندازنت سطل آشغال، می ندازنت دور ... - اون جارو نگاه کن بگو تیتر اصلی چیه؟ = افق پوشیده از ابرای تیره س - یه طوفات مهیب دهکده رو تهدید می کنه ! = خب اگه طوفان نیاد چی؟ - دهکده از طوفان مرگبار نجات یافت!! ...
به قول مهران مدیری : سقوط می کنیم. ... پ.ن : با خوش شانسی از سقوط فرار نمودیم.
|
|
+ نوشته شده در
87/02/07ساعت توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشقت رسد به فریاد
گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت ... خودمو نویسنده نمی دونم ... ولی چیز هایی رو که دوست دارم اینجا می نویسم ... در کل اعتقاد دارم انسان با تکیه بر توان خودش می تونه به نهایت چیزی که بخواد برسه. |
|
RSS
|