![]() |
![]() |
|
| یه چیزی مثل معجزه |
|
این مطلب جدید شاید خیلی ها رو ناراحت کنه !! شاید همه رو ، شاید هم نه ... درست نمی دونم . به اندازه ی کافی مطلب پوچ هست ولی مطمئنا هدفی پشتش خوابیده ، بحث آبرو هم که دیگه به کنار ... اصلا آبرویی دیگه نمونده ... برای هیچ کس ... امیدوارم کسی از این مطلب سراسر تهی ناراحت نشه ... همیشه برای خبرنگاران و نویسنده های روزنامه ها احترام ویژه ای قائل بودم و دارم . مدتی بود با یکی از این دوستان آشنا شده بودم ... وبلاگ پر محتوایی داشت و آن را با لذت می خواندم ...ولی متاسفانه هر باری که می خواستم با ایشون صحبت کنم و سوالاتی را که برایم ابهام داشت رو بپرسم به نتیجه ی معکوسی می رسیدم ...اول از همه جنسیت من را سوال می کرد و وقتی می فهمید ارتباط خود به خود قطع می شد !!! ... بعد از دو هفته یه ارتباط جدید ؛ marat55: سلام آقاي ت عزيز m: salam marat55: من فکر نمي کردم شما انقدر واسخ خودتون معروف باشيد؟ m: chishode mage? marat55: مگه قراره چيزي بشه ... من معمولا تو مقالات به اسم نويسنده ها و نوع مطالب و ديدارها و گزارش هاشون دقت مي کنم marat55: يکي شما marat55: يکي پژمان marat55: يکي هم سيامک رحماني marat55: اين سه عالين m: mer30 m: rasti man esmet ro yadam raft? marat55: مارات m: مارات m: ? marat55: هم اسم دختر مي شه گفت هم اسم پسر marat55: دو زبونه س marat55: به زبون روسي marat55: خودم اين اسمو انتخاب کردم m: axeto chera nemizari? marat55: من عاشق کريستين بيل هستم marat55: ولی من یه دخترم m: hala axe khodeto bezar marat55: عکس خودمو؟ marat55: ناراحت نباشيد به اندازه ي کافي خوشگلم m: are m: hala mishe bezari marat55: واقعا m: man injori rahat taram marat55: چشم marat55: اومد marat55: ؟ marat55: البته اين مال ايران نيستا m: na marat55: چي نه marat55: ؟ marat55: بايد اومده باشه m: chand salete marat55: اين عکس مال سه سال پيشه marat55: الان رفتم تو 24 marat55: عکس اومد؟ m: are m: axe jadid nadari? marat55: زياد قيافم فرقي نکرده ... متاسفانه ويندوزم را تازه عوض کردم marat55: نکنه خيلي زشتم marat55: ؟ m: naaa m: akhe az in fasele hichi nemibinam marat55: اگه خواستين براتون ميل مي کنم marat55: اندازه ي بزرگشو m: age dost dashti m: ok marat55: حتما اين کار و مي کنم marat55: عکس شما هم که تو وبلاگتونه marat55: درسته marat55: خيلي شکيل و زيبا m: khahesh mikonam marat55: مي تونم شما رو( م ) جون صدا کنم m: bale marat55: خب آقا ت ديگه مزاحم وقت شريفت نمي شم ... شما و افراد مثل شما وقتتون طلاس marat55: و marat55: من نبايد اونو از شما بگيرم m: m: ye kasei zire nim kasaast marat55: چرا بعد از 5 دقیقه باز یه ارتباط جدید ... و کل قضیه رو براشون توضیح می دم و این همه تناقض گویی در نوشته هاشون و رفتارشون ... ولی منکر کل قضیه و همچنین ارتباط قبلی می شند ... مهم نیست ... شاید من هم تقصیر داشتم!!
زندگی می گذرد ...
توضیح : اینم از عکس میترا که از اینترنت کش رفتم ... دوست عزیز حالا اگر بزرگش را می خواهی ببینی ببین !!!
|
|
+ نوشته شده در
86/05/11ساعت توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشقت رسد به فریاد
گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت ... خودمو نویسنده نمی دونم ... ولی چیز هایی رو که دوست دارم اینجا می نویسم ... در کل اعتقاد دارم انسان با تکیه بر توان خودش می تونه به نهایت چیزی که بخواد برسه. |
|
RSS
|