![]() |
![]() |
|
| یه چیزی مثل معجزه |
|
... دوستان این حسام از اون دست از روانی های با مزه وبلاگستان است. ... اشتباه نکنید !! ایشون آل پاچینو و یا رابرت دنیرو نیستند ... ایشون بنده ای هستند از بندگان با استعداد خدا که در رویاهایش شاملو و فروغ و صد البته پابلو نرودا را نظاره می کند ... من هم در رویاهایم او را به جنگ می طلبم ... البته من رویا زیاد می بینم ... خیلی زیادتر از آنچه که فکرش را می کند ... شاید در آن ته و یه گوشه از اون سوراخی ها جایی هم برای این بنده خدا پیدا شود که غیرممکن نیست ... البته سخن از او در این پست دلیل دیگری دارد ... به زودی متوجه می شوید ... ... ای ناجی کمر شکن بازی با رد خون نکن اونا گراز وحشی ان آدم حسابشون نکن!
|
||
|
+ نوشته شده در
86/01/21ساعت توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشقت رسد به فریاد
گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت ... خودمو نویسنده نمی دونم ... ولی چیز هایی رو که دوست دارم اینجا می نویسم ... در کل اعتقاد دارم انسان با تکیه بر توان خودش می تونه به نهایت چیزی که بخواد برسه. |
|
RSS
|