![]() |
![]() |
|
| یه چیزی مثل معجزه |
|
قسمت دوم ...
صدا و سیما ، شبکه 3 جواد خ خندان و شاداب بر صفحه ی تلویزیون حاضر می شود و نوید یک بازی زیبا را به تمام بینندگان می دهد و از عادل ف می خواهد که بازی رو گزارش کند. عادل : به نام خدا ، سلام عرض می کنم خدمت شما بینندگان عزیز ، امیدوارم که بر خلاف همیشه اندفعه بازی زیبایی رو از هر دو تیم شاهد باشیم ... بازی با 10 دقیقه تاخیر آغاز خواهد شد و ... منزل قیصری شاهرخ برای صدا زدن پدر رهسپار حیاط پشتی خانه می شود ... شاهرخ : بابا داری چی کار می کنی !! بازی شروع شد ! نادر : اینم از بخت گند ماس...برو پسر الان میام! راستی گزارشگر بازی اون ابرمرد 130 کیلویی نیست که؟ شاهرخ : نه بابا عادله نادر : خوبه ! ولی پسر همچین تیمت رو سوراخ کنیم که حض کنی ! شاهرخ : عمرا بابا ... 15 دقیقه از بازی گذشته ولی نتیجه همچنان مساوی است ... دیگر خبری از تشویق تماشاگران نیست و این استرس است که بر تماشاگران غلبه کرده ؛ ... دقیقه ی 35 عادل ف : فوق العاده کار می کنه و ... بله پنالتی ... پنالتی برای تیم قرمز ... حرکت (م) فوق العاده بود، سه بازیکن رو از پیش رو برداشت و داور رو مجبور کرد که نقطه ی پنالتی رو نشون بده !! منزل قیصری نادر پدر خانواده چنان قهقهه ای می زند که انسان را به یاد صور اسرافیل و روز قیامت و بلند شدن مردگان از کفن های پوسیده شان می اندازد. این در حالی است که شاهرخ گوشه ای کز کرده و منتظر زدن ضربه ی پنالتی ست . نادر : دیدی گفتم خانوم می بریم ... دیدی گفتم ... قول می دم شیش تا تو این بازی بخورند ... ( و آهی می کشد) یاد اون شیش تای 52 بخیر ... چه روزی بود ! همه زل زند به تلویزیون و منتظر نتیجه ی ضربه پنالتی هستند ... ضربه زده می شود ... و نادر : گل ... گل ... گل ... هه هه هه ... ماشالله کریم ... حقا که شیر مادرت حلالت باشه ! نادر پس از نشان دادن صحنه ی آهسته ی گل باز هم فریاد می زند و خوشحالی می کند ... کارد به شاهرخ بزنی خونش در نمی آید ...و البته نه به خاطر گل شدن توپ بلکه به خاطر حرکات پدر بعد از زدن گل! ... 80 دقیقه از بازی گذشته و نتیجه همچنان یک بر صفر است ... دو تیم کم و بیش حملاتی را انجام می دهند ولی با این حال فوتبال زیبایی از دو تیم شاهد نیستیم ! ... دقیقه ی 91 عادل : تیم قرمز با این نتیجه دو پله خودشو می کشه بالا و درست پشت سر تیم پاس قرار می گیره ... البته اگه این توپ ؛ ... خطا! ... خطا و کارت زرد برای کریم ... درست پشت محوطه جریمه یک ضربه برای تیم آبی ! ... پنج،شیش بازیکن تیم آبی پشت توپ قرار گرفتن و معلوم نیست چه کسی ضربه رو می زنه ... ... آرایش دفاع پرسپولیس هنوز مشخص نشده ... داور سوت را می زنه و ضربه زده می شه ... تو محوطه خیلی شلوغه ... اشتباه از کریم ...سیاوش !! ... و گل برای تیم آبی ... چه دقیقه ای هم گل می زنه ... منزل قیصری شاهرخ بعد از گل انواع و اقسام خوشحالی ها را از خود می کند ... چلوی نادر رفته و هر ادایی راکه شما فکرش را کنید در می آورد... نادر بلند می شود اقدس : کجا می ری مرد نادر : خانوم ! این شلاق منو کجا گذاشتی ؟! اقدس : واسه چی؟ نادر : باید این بچه رو تربیت کنم !... اقدس : مگه چی کار کرده ... نادر : دیگه می خواستی چی کار کنه ! ... خانوم این شلاق منو کجا گذاشتی ؟ پسر به سمت انباری خانه فرار می کند و پدر هم دنبال او !! ... شاهرخ به انباری می رود و در را از پشت قفل می کند ... نادر : انقدر تو اون انباری می مونی تا بپوسی !! فهمیدی چی گفتم ... با اون تیم زپرتیت ... عادل : امیدوارم که در بازیهای بعد این دو تیم بازی زیباتری رو شاهد باشیم ... وقتی دیگه برای من نمونده ... خداحافظ ... و این داستان هم چنان ادامه دارد ...
|
|
+ نوشته شده در
85/12/05ساعت توسط حسام |
|
|
احتمال حمله به ایران به شدت جدی است و بهانهاش هم یکی برنامهی اتمی ایران است و دیگری دخالت در عراق. بی.بی.سی همین الان خبر داده که طرح این عملیات که بر مبنای آن قرار است تمام زیرساخت نظامی و هواپیمایی ایران مورد هدف قرار گیرد، کاملا آماده است و اهداف آن هم مشخص شدهاند. اگر خامنهای میگوید خبری نیست برای این است که نمیخواهد به عنوان رهبر مردم را بیش از این بترساند. همین که اجازه داده محسن رضایی بیاید در تلویزیون و آن هشدارها را بدهد کافی است. واقعا بیشرمی است که تمام دنیا دارد بخاطر دو بهانهی کاملا دروغ، آمریکا را در این ماجرا فعالانه یا با سکوتش همراهی میکند. چه کسی تا حالا سندی برای اینکه ایران دارد بمب اتمی درست میکند پیدا کرده است؟ ایران تا حالا کدام بند از NPT را نقض کرده است که دارند با آن این طوری تا میکنند، در شرایطی که به اسراییل و پاکستان و هند که حتی آن را امضا هم نکردهاند، نیروگاه اتمی که هیچ، اجازهی ساختن سلاح اتمی دادهاند؟ برای دخالت در عراق هم که تا حالا همهی سندهایشان قلابی از کار درآمده و خودشان هم دیگر از آن دفاع نمیکنند. بجز این، حتی بر فرض دخالت ایران، مگر همین الان عربستان رسما نگفته که دارد سنیهای جنگجوی عراق را بر ضد شیعهها همه جوره ساپورت میکند؟ مگر خود آمریکا کم در کشورهای دیگر دخالت نظامی میکند؟ آیا مثلا ایران حق دارد به فرانسه برای اینکه به مسیحیان لبنان کمک میکرد اعلام جنگ بدهد؟ دنیای خرتوخری شده است. سازمانهای جهانی، همانطور که خیلیها از جمله نگری و هارت در کتاب بینظیرشان Empire گفتهاند، تبدیل به ابزارهای اعمال قدرت آمریکا یا همان امپایر شدهاند، در لباسی ظاهرا بیطرفانه. از دیدهبان حقوق بشر بگیر تا سازمان ملل. هر جا آمریکا بخواهد از طریق آنها کارش را پیش میبرد و آنها هم زور ندارند جلوی بزرگترین منابع مالیشان که همانا آمریکا است بایستند. وا میدهند تا لااقل لذتش را، بقول آن جوک، ببرند. این فقط حرف سعید امامی و حسین شریعتمداری نیست. بروید ببینید چقدر از آدمهای باسواد و باشعور اروپایی و آمریکایی همین حرفها را میزنند. کمی از زندان زبان فارسی و روشنفکری سنتی چپ یا سنتی لیبرال بیرون بیایید و ببینید چقدر ادبیات پست کلنیال و پست استراکچرالیست دربارهی همهی این چیزها هست. به هر حال وضع خراب است و ما هم کار زیادی جز جلوگیری از پروپاگاندای ضد ایرانیای که با پول خود آمریکا هم از طریق رسانههای ظاهرا بیطرف تولید نمیتوانیم بکنیم. اینها برای حمله به یک کشور اول آن را از شکل انسان خارج میکنند -- اصطلاحا دیهیومنایز میکنند -- و اینجا تنها عرصهای است که ما فعلا میتوانیم فعالیت کنیم. یعنی تا جایی که میتوانیم با عکس و ویدیو و نوشته تصویر سیاهی را که از ایران درست میکنند در ذهن مردم عادی دنیا، بخصوص آمریکا و اسراییل که هدف این پروپاگاندا هستند، بشکنیم. یا لااقل اگر نانمان غیر مستقیم یا مستقیم به دشمنی با ایران بسته است، جلوی قلممان را بگیریم تا بیشتر از این به این ماشین بیرحم پروپاگاندای انگلوساکسون کمک نکنیم. برنامهی شخصی من فعلا این است. ولی قبلا هم در وبلاگ انگلیسیام نوشتهام که اگر آمریکا به ایران حمله کند من برمیگردم ایران و هر کمکی از دستم برمیآید برای حفظ این مملکت و استقلالش میکنم. همین من بیخدای عرقخوار بینماز، با همین وبلاگ فیلتر شده و همین پدر و مادر بینوایم که باید در این ور و آن ور دنیا ببینمشان. چرا؟ بخاطر اینکه خامنهای را معصوم و نقدناپذیر ندانستهام و قانون مسخرهی ممنوعیت سفر به اسراییل را اتفاقا برای دفاع از مردم کشورم شکستهام. ولی همین من، سگ خامنهای را هم با هزارتا بوش و بلر عوض نمیکنم. اگر حمله کنند برمیگردم و میجنگم. حالا شما خود دانید.
|
|
+ نوشته شده در
85/12/03ساعت توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشقت رسد به فریاد
گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت ... خودمو نویسنده نمی دونم ... ولی چیز هایی رو که دوست دارم اینجا می نویسم ... در کل اعتقاد دارم انسان با تکیه بر توان خودش می تونه به نهایت چیزی که بخواد برسه. |
|
RSS
|